تبليغاتX

لابی. لارستان بیدار

 

خبر ویژه: تشکلی پرقدرت به نام لارستان بیدار !

 

تشکل غیر دولتی لارستان بیدار که به تازگی مجوزهای لازم برای فعالیت در منطقه لارستان را کسب کرده است مجموعه ای است از علاقه مندان به پیشرفت و حل مشکلات گوناگون لارستان.

چندی پیش یکی از اعضای این مجموعه به نام مجید حجتی موفق به دیدار با منصور محتاجی فرماندار لارستان شد. در پی این دیدار و چاپ گزارش مشروح این دیدار در نشریه محلی میلاد لارستان که در آن به شدت از بعضی اقدامات مسئولین انتقاد شده است، تشکل لارستان بیدار موجودیتش  را از طریق وبلاگ خود اعلام کرد.

انتقاد این مقاله از بهرام زمانی رئیس اداره ارشاد لارستان به دلیل حضور پاره وقت و منصور محتاجی فرماندار لارستان به دلیل ورود نیروی غیر بومی از ملموس ترین این انتقادات است. این مقاله به سرعت تاثیر خود را نشان داد چنان که چند هفته بعد خبرگزاری ایسنا در یک خبر از جهرم با اشاره به نبود بهرام زمانی در جهرم، این شهر را بدون متولی فرهنگی نامید(نقل به مضمون).

این تشکل در یکی از اولین اعلام مواضع خود، پیگیری مسائل مربوط به استان شدن شهرستان لارستان را مورد تاکید قرار داد. این گروه همانند مردم لارستان تا آنجا بر این امر مصر است که به جای نامگذاری وبلاگ خود به نام لارستان بیدار، نام استان لارستان را برای خود برگزیده است!

 استان شدن چنان برای مردم منطقه لارستان مهم می نماید که در سفر ریاست جمهوری به این منطقه شعار «انرژی هسته ای حق مسلم ماست  *  لار به استان شدن خواسته مردم ماست» را سر دادند. بخش های این شهرستان نیز از رئیس جمهوری ارتقای خود را خواستار شدند.

در اواخر صحبت های ریاست جمهوری نیز مردم با فریاد های اعتراض آمیز از آقای احمدی نژاد این تقاضا را تکرار کردند. این قضیه تا آنجا ادامه پیدا کرد که محمود احمدی نژاد را به واکنش وادار کرد. وی در پاسخ به مردم گفت: دولت در سفرهای استانی راجع به تقسیمات کشوری تصمیم گیری نمی کند. البته آقای احمدی نژاد چندان بر این تصمیم پایدار نماند و در ادامه سفرش در حین سخنرانی جدا شدن یک روستا از اقلید به آباده را اعلام کرد.

 

بنا بر اعلام این گروه تا کنون سه گروه تخصصی شهرداري و امور كلان شهري، ميراث فرهنگي و اطلاع رساني را تشکیل داده است. این گروه همچنین دارای اعضای دائمی و اعضای هوادار می باشد.

در یکی از برنامه های جالب این گروه مقرر شد، اعضای اصلی و هوادار لارستان بیدار و علاقه مندان لارستانی با شماره تلفن های صدا و سیمای لارستان تماس بگیرند و اعتراضات و نظرات خود را منعکس کنند.

بهزاد مریدی، لیسانس زبان و ادبیان انگلیسی، فوق لیسانس ادیان و عرفان تطبیقی و دکترای زبان و ادبیات انگلیسی در ارمنستان و از جمله افراد دارای بورس دکتری در ایتالیا دعوت این گروه را پذیرفت و در این تشکل حضور پیدا کرد. در آخرین برنامه این گروه نیز راجع به مسائل فرهنگی شهر بحث صورت گرفت.

حیف که دستمون به خبرگزاری ها نمی رسه وگرنه خوب می شد این متنو تو یه سایت خبری می ذاشتیم!

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:26 توسط مهندس |

 

داغي که بر دلمان نشست!

 

داغي که بر دلمان نشست! و قلبمان اندوهگين شد و آه و افسوس از نهاد ما برخاست.
امروز صفحه ي تاريخ چند هزار ساله خود را خدشه دار ديديم.
امروز گذشته ي کهن و پرافتخار خود را ناراحت و پريشان از دست مردم روزگار جافي ديديم.
امروز بازار بود که با ما درد دل مي کرد بر عکس روزگاري دراز که ما غم خود را با بند بند خشتهاي آن بازگو مي کرديم و راحت مي شديم.

آري قيصريه را مي گويم.

و اگر چشم بصيرت و گوش شنوا به حقيقت داشتيم ، اشک جاري بر رخسار و قامت فرسوده اما استوار و پابرجاي او را به چشم دل مي ديديم و ناله هاي دردمندانه اش را به گوش جان مي شنيديم.
و مردي را ديديم که گويي بازار خود را در زبان او متبلور ساخته بود.
او آنچنان با احساس نقل دردي را که بر بازار گذشته بود مي کرد که گويي آن زخم ها نه بر تن بازار که بر قلب و دل او زده شده بود و شايد اينچنين بود!
بازار تمام گذشته ي پر افتخار او بود.
او جاي پينه هاي دستان پرتوان پدارانش را بر سنگهاي ديوار بازار مي ديد.
او صداي قدم هاي با صلابت اجدادش را آن گاه که خشت خشت بازار را بر هم مي نهاده اند را از پس هزاران سال مي شنيد.
او بوي کاه گل نمناک سقف و ديوار بازار را با تمام وجود احساس مي کرد.
بازار مونس او بود.
و او مانده بود که خود را تسلا دهد يا مرهمي بر دل زخمی بازار باشد و يا ما را که همچنان مبهوت نگاه سنگين چشم هاي بيناي ديوار بازار بوديم.

 

           بازار عشق متبلور است.

                                  عشق هزار ساله.

                                                        بازار هويت ماندگار و پابر جاست.

بازار نشان آزادگي و جوانمردي ماست.

 

هنوز صفير ضربات آهنگران آن که قرنها پيش قدم در راه کسب حلال پاي بر آن مي نهادند بر چارطاق بازار طنين انداز است. بازار هنوز خاطرات تلخ و شيرين هزار ساله ي مردم اين ديار را در سينه فراخ خود نگه داشته است.بازار هنوز يادگار رنج ها و شادي هاي مردم لارستان کهن است.بازار هنوز صداي يا الله اول صبح کاسبان را پس از هزار سال مي شنود وبا آن خو گرفته است.

بازار تمام تلاش ما و پدران ماست براي ثبت بودن در جريده ي عالم. بازار ريشه و نسب ماست که پا در دل خاک دارد و سر بر آسمان.

اما امروز

 

ديديم که چگونه او را با تيشه جفا زخمي و نالان کرده بودند.

سخن از بازاري است که قرنها خود را از هجوم سپاهيان و مهمتر از آن  خشم سرکش طبيعت مصون نگه داشته بود و سربلند در پهنه ي ايران خودنمايي مي کرد و امروز ما با دست خود قصد نابودي آن را داريم.

نمي دانم ميگفتند از طرف ميراث فرهنگي استان آمده بودند.جالب اين جاست که وقتي از کسبه مي پرسيديم که آيا شما راضي هستيد يا نه ، همه زبان به شکوه مي گشودند. و بالاتر از اين ، اينکه حتي متوليان و مسئولين ميراث فرهنگي شهرستان نيز حق اظهار نظردر این مورد را نداشته اند.

از استان مي آيند، گويي قصد تعمير و مرمت دارند ولي ظاهرگوياي چيز ديگري است.
و هيچ نمي توان نام بر آن نهاد به جز « تخريب»

بازار را که هزار سال است که پابرجاست مي خواهند با نظر کارشناسي!! تعمير کنند. و چه

کارشناساني                   « چند کارگر افغاني» !؟

تو خود حديت مفصل بخوان از اين مجمل!

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:25 توسط مهندس |

 

                                            گزارش جلسه ی سوم

 

جلسه ي ديروز جلسه ي خوبي بود. از لحاظ گزارش گروه ها ، شركت در بحث، سخنان مهمان و همچنين حضور بيشتر دوستان و اينكه برخي عزيزان كه از طريق وبلاگ، گروه رو پيگيري مي كردند هم اومده بودند و اين مايه ي دلگرميه.

 

در ابتداي جلسه دوست عزيزم حسين نراقي سه خبر رو گفتند: پرواز شبانه ي فرودگاه، ويژه شدن فرمانداري كاشان بعد از اون 10 تا و بالاخره آقای فرماندار گفته اين شايعه كه دفتر خبر لار زير نظر جهرمه صحت نداره.

 
بعد دوستان در گروه هاي مختلف كارها و بحث هاي مطرح شده در گروهشون رو گفتند:
آقاي فرخاري از گروه كلان شهري، آقای سجاد صداقت از امور خدمات شهري(شهرداري) و آقای حبيب ‌آرين از امور فرهنگي.


از مهمونا كه قرار شد بيان فقط آقاي مهدي معتمد اومدن كه گفته هاشون رو عرض مي كنم خدمتتون:


ضعف فرهنگي در منطقه از باب شرايط اقليمي است كه در اون هستيم. سستي و رخوت در منطقه حاكمه. شكسته نفسي در اقليم ما زياده. اين اقليم جرات و جسارت رو از ما گرفته. مردم جرات دست زدن به كاراي بزرگ رو ندارن.

عامه ي مردم اهل مطالعه نيستند. براي مقابله با اين معضل ميشه با ترويج نشريه و روزنامه خواني شروع كرد.

متوليان فرهنگي ما ديدگاه تخصصي ندارن. كار فرهنگي فكر مي خواد. در بين مسئولين نبايد خيلي مباحث سياسي مطرح باشه بخصوص در مسائل فرهنگي. بايد بيشتر به عرق و حس ناسيوناليستي شهرمون توجه كنيم نه مسائل سياسي.

مشكلي نداره بعضي روساي اداراتمون غريبه باشن اما ادارات فرهنگي بايد بومي باشن چون با فرهنگ شهر ما آشنايي ندارن.

خانه ي فرهنگ اوز تعطيل شد خنج هم در حال تعطيليه فقط يه كمي گراش داره فعاليت ميكنه.

بزرگترين ابزار فرهنگي كه داريد و در دسترسه قلمه.

شما پشتيبان خاصي هم ندارن پس در بروكراسي اداري مي بايست با منطق فكر و سياست جلو بريد. مسئولين ما بيشتر اهل بروكراسي هستن. نامه نگاري بيشتر روي اونا تاثير ميگذاره.

و بالاخره اينكه كسي كه ظرفيت انتقاد رو نداره ديكتاتوره.

 

این خبر رسانی قطره ای شما برام اصلا جالب نیست. چرا متن کامل صحبت ها رو نمی ذارید تا بحث تخصصی بشه. با چن تا تیتر از مطلب که نمی شه به منظور گوینده رسید. راه درست اینه که با یه ضبط صوت یا واگمن یا MP3 پلیر یا موبایل تمام صحبت ها رو اول ثبت کنین بعد پیادش کنین رو صفحه کلید. قسمت های خصوصیش رو حذف کنین و بلافاصله همراه با دو تا عکس تکی از مهمون ها و یکی دو تا عکس از بقیه منتقل بشه به وبلاگ.

علاوه بر عکس می تونین تکه های کوچیک فیلم و مخصوصا قطعه های جالب صدا مربوط به نقاط اوج مباحثتون رو هم بر روی وبلاگتون داشته باشین. مثلا می تونین صدای درخواست های به حق مردم لارستان برای استان شدن از آقای رئیس جمهور و جواب ایشون رو توی وبلاگ پسین دهکویه گوش کنید.

در ضمن یه سابقه کوچیک از مهموناتون رو هم بنویسید، بد نیست.
+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:24 توسط مهندس |

گزارش جلسه دوم

 

من يك عذر خواهي خيلي شديد به دوستاني كه اومدن و با در بسته روبرو شدند بدهكارم. راستش نذاشتن جلسه رو تو مسجد بگيريم اجبارا در حسينيه ي كنار مسجد نشستيم. خودم هم حسابي ناراحت شدم اما چه مي شه كرد.  بازم خدا پدر و مادر آقاي افضلي نيا رو بيامرزه كه كليد حسينيه رو به ما دادن. باز هم ميگم: شرمنده.

 

 آقای دكتر مريدي در ميون حرفاشون نكاتي رو ميگفتن كه بد نيست شما هم بدونيد:
 خونواده اي با سه خواهر و سه برادر و پدر و مادر
 
پدر : شغل : بنا ، خيلي از مدارس در لار كار ايشونه ، پل نه تا هم، متموله خيلي زمين داره اما من هيچ وقت پدر رو  واسه ي اين مسائل نمي خواستم من پدر رو براي پدر بودن دوست داشتم.
 
در نوجواني  به خيلي كارها رو اوردم ار كتابفروشي رنگ زني تا پوشاك.
در كودكي هدف خاصي رو در سر نداشتم.
بر عكس خيلي از بچه هاي الن كه  مي خوان از لار برن من دوست داشتم در  لار بمونم. اين يك علاقه ي شخصيه.
 
بر اثر يه اتفاق عجيب به جاي عمران ، زبان و ادبيات انگليسي امتحان دادم.
 
ارشد رو اديان و عرفان تطبيقي خوندم.
بعد از اون به ارزش زبان انگليسي پي بردم و اينكه نبايد اون رو وسيله ببينم اون مي تونه يه هدف باشه. پس اين بار ارشد زبان و ادبايت انگليسي رو خوندم.
دكترا رو در ارمنستان گذروندم.
البته چند تا بورس دكترا داشتم كه يكيش بورس ايتاليا ست كه هنوز  وقت داره.
با تشكيل همين 
NGO
هاست كه مي تونيم از روزمرگي در بيايم.
 در لار تاثيرات بر مردم لحظه ايه مردم با يه خنده ميخندن و با يه گريه گريه ميكنن ـ همه منتظرن تو سلامشون كني ـ فقط از هم ايراد ميگيريم.
سعي كنيم  ديگران رو تخطئه نكنيم. با همه ي اديان صحبت كنيم كه اين تعصب كور رو از بين ميبره.
 
اگر ميتونيم نقد سازنده كنيم خوبه.
و اما توصيه به جوانان: اديان مختلف رو مرور كنيد .اديان بسيار ويژگي هاي مشتركي دارن. اين، حس احترام گذاري رو در ما تقويت مي كنه.

 

لطفا با رعایت نکات و قواعد نوشتاری زبان فارسی و همچنین وبلاگنویسی کار من رو در خلاصه کردن راحت کنید. از جمله از به کار بردن بیش از یک علامت ؟ و ! خودداری کنید و در مصرف نقطه چین و همچنین پرانتز صرفه جویی نمایید!

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:24 توسط مهندس |

 

گزارش اولين جلسه ي عمومي تشكل لارستان بيدار

 

استقبال بچه ها خوب نبود بدم نبود. اما يه كم منو سرد كرد. يه بيس نفري بوديم. اما حضور مشتاقانه بعضي ها حسابي آدمو سرمست ميكنه! مثل آقاي شهپر.

 

از فعاليت هاي فرهنگي و عمومي و اطلاع رساني گفتيم. از فرهنگ شهروندي، اخلاق اجتماعي، خصوصا فرهنگ ترافيك و... كه يكي از فعاليت هاي مهم گروهه.

 

پيگيري قولها و انشا الله گفتن هاي مسئولين. اينكه هميشه با اطلاعات و آمار با اون ها صحبت كنيم. هيچ وقت به آنها بايد نگيم. اگر ما به اونا احترام گذاشتيم متقابلا احترام مي بينيم در اين صورت مسئولين حرف شنو تر ميشن.


- از ارتباط با رسانه گفتيم . ميلاد لارستان، دفتر خبر، وبلاگ، نامه نگاري با رسانه هاي جمعي، به به يعقوب وارتباط تلفني با رسانه ها و خبر گذاريها و بسياري موارد ديگه. ظاهرا صدا و سيماي فارس هر روز صبح(به جز روزاي تعطيل) از ساعت 8:30 تا 9:30 برنامه ي ارتباط تلفني با مردم و پاسخ مسئولين رو داره. به پيشنهاد آقای مهدي مصدق هر كدوم از بچه هاي تشكل، يكشنبه تماس مي گيريم و از مشكلات شهر ميگيم كه اين اولين كار جمعي ما باشه. تلفنها 6289400 و 6289500

آقا ميلاد يزدان پناه زحمت كشيدن فرم عضويت در تشكل لارستان بيدار را تهیه کردن.

تا الان گروههاي تخصصي كه تشكيل شده ميراث فرهنگي، شهرداري و امور كلان شهري و اطلاع رساني هست.

 

خوب می شد از نحوه کار، تعداد تلفن ها و نتایج این کار هم می نوشتین. یه توضیح هم راجع به این گروه های تخصصی بدین.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:23 توسط مهندس |

 

دو خبر

 

1_ کشف عتیقه جات در مسیر عبور از لارستان

دراین کار که با درایت نیروهای انتظامی لارستان انجام شد یک اتوبوس که حاوی این کالاها بود توقیف شد.

در ماجرا دستگیری این اتوبوس دو مامور گروگان گرفته شدند و تیراندازی هم شد که یک راننده ی تاکسی هم جراحت سطحی دید. شاید نشه قیمت این اجناس رو به راحتی تخمین زد.

تعدادی از این عتیقه جات عبارتند از: مجسمه بودا زرد رنگ، مجسمه لاک پشت، مجسمه گاو، مجسمه مرد و زن، جمعا ۲۳۳۰ سکه ،مجسمه ی بودا سنگی یشمی و ... خیلی بیشتر از اون چیزهایی که فکرش رو بکنید.

 

2_ نطق پیش از دستور محبی نماینده لارستان در مجلس

شرمنده متنش خیلی زیاده اما سعی می کنم تا چند روز دیگه خلاصه ای از اون رو براتون بنویسم.

راستی یادم رفت بگم  پل هوایی تو میدان امام خمینی بزرگترین و زیباترین میدان استان فارس به بهره برداری رسید. در ضمن با چمن کاری جدید و همچنین مدیریت فضای سبز نوین میدان امام خمینی خیلی قشنگ شده.

 

سعی کنیم اخبار خوش و یا اخبار انتقادی که مشکلی رو حل می کنه منتشر کنیم نه اخبار دزدی، قاچاق، اسلحه های غیر قانونی، مواد مخدر، زد و خورد و ... . روزنامه های شیرازی و  شبکه فارس و حتی اخبار 20:30  شبکه دو، متاسفانه به حد کافی و بیش از حد، این اخبار لارستان رو منتشر می کنن. از دفتر خبر لارستان و سایر منابع اینگونه خبرها در لارستان اگه می شه بپرسید چرا اینگونه اخبار بیشتر منعکس می شه.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:23 توسط مهندس |

 

من و آقاي فرماندار

 

در ابتدا من حدودا 25 دقيقه فک زدم که کم کم داشت اعصاب آقای فرماندار به هم می ريخت. چون قرار بود 5 دقيقه بيشتر وقت ايشون رو نگيرم. بعد هم يه ربع ساعتی آقای محتاجی صحبت کردند.

بحث اداره ارشاد که در نوع خودش يک افتضاح در سيستم مديريت اداری لارستان به شمار مياد رو پيش کشيدم که ايشون جواب سر بالا دادند.

گفتم چرا شهرداری رو دو ناحيه ای نمی کنيم. اين کار مطمئنا خيلی به نفع پيشرفت شهری لار هست. علاوه بر اين يک عدالت هم برای اهالی شهر قديم و شهر جديد خواهد بود. که نمی دونم چرا برای نشدنش دليل می آوردند.

گفتم از دانشجو ها بيشتر کمک بگيريد. نظرات اونايي که به شهرهای ديگه رفتند خيلی می تونه به ادارات ما کمک کنه. که ايشون تاييد کردند. اميدواريم....

از بها دادن به ميراث فرهنگی تشکر کردم و پيشنهاد نصب تابلوی راهنمای گردشگری رو دادم.

در آخر هم از عملکرد ضعيف دفتر خبر لارستان گفتم.

آقای فرماندار هم کمی صحبت کرد. اما مهمترين حرفشون(به عقيده ی من) بحث استان شدن بود و اينکه هنوز در حال پيگيری هستيم.

آدرس وبلاگ رو بهشون دادم و قراره هر از گاهی به وب لاگ ما هم سری بزنند.

اما از فرصتی که در اختيار من قرار دادند واقعا بايد تشکر کنم. خيلی حرفه ها! در ساعت اداری 40 دقيقه اجازه دادند باهاشون صحبت کنم. واقعا دمشون گرم...

 

به جای اینکه مسئولین دنبال تحصیل کرده ها و  ایده های جدیدیشون باشن، کار اونقدر برعکس شده که برای چهل دقیقه وقت گرفتن از فرماندار جشن می گیریم. من تو هیچ کدوم از ورودی های لار این تابلوی راهنمای گردشگری رو ندیدم. از نظرات آقای محتاجی توی وبلاگ هم خبری نشد.

اصولا وقتی آقای رئیس جمهور وبلاگ نویسی می کنن، عار نیست که آقای فرماندار خودشون وبلاگ نویسی کنن. خیلی از شخصیت های کشوری سایت دارن یا وبلاگ نویسی می کنن. ارتباطات اینترنتی بستر مناسبی برای گسترش عدالت که از اهداف دولت و طبعا زیرمجموعه های اونه، به وجود داره.

اما متاسفانه در دوران فرمانداری فعلی حتی از پیشرفت های لاک پشتی دوره قبل هم خبری نیست چه برسه به پیشرفت. مثلا سایت لارستانی ها که به تدریج در داخل و خارج کشور بین لارستانی ها و از جمله بعضی خیرها طرفدار پیدا کرده بود، مدت مدیدیه که کاملا از صفحه اینترنت محو شده.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:22 توسط مهندس |

 

لارستان ، مركز مسيرهاي اصلي گردشگري استان فارس

 

مسير نخست گردشگري استان فارس كه به شهرستان لارستان ختم مي‌شود از شيراز آغاز مي‌شود و باعبور از شهرستان جهرم و لارستان به بندرعباس ختم مي‌شود.

 

دومين مسير گردشگري كه شهرستان لارستان در مركز آن قرار دارد از شيراز آغاز مي‌شود و با عبور از شهرستان‌هاي فيروزآباد، قير و خنج به بخش اوز و شهر لار ختم مي‌شود.

 

سومين مسير گردشگري استان فارس كه از شيراز آغاز مي‌شود و به شهرستان لارستان مي‌رسد.

 

چهارمين مسيرگردشگري استان فارس به مركزيت لارستان باعبوراز اين شهرستان و بخشهاي گراش و اوز به منطقه عسلويه بوشهر ختم مي‌شود.

 

    چهار راهی گردشگری لارستان!

 

من این مسیرها را به صورت تقریبی روی نقشه نشون دادم. برای دیدن متن کامل به این قسمت مراجعه کنید.

 دوستان لارستان بیدار بیائید دست از کپی کردن صرف برداریم و هیچ مطلبی رو بدون تحلیل، انتقاد و اضافه کردن مطالب تولیدی خودمون منتشر نکنیم.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:21 توسط مهندس |

 

مروري مختصر بر اهداف وبرنامه ها

 

هميشه جرقه ي يك جریان توسط يك و يا چند نفر زده مي شود و بعد آناني كه با اينان هم فكر و هم عقيده اند مي پيوندند و جریان گسترش مي يابد. من بار ديگر هدف، مقصود، و راهمان را مي گويم:

در هر كاري هدف، حركت حول محور الله است. اين را هميشه به ياد داشته باشيم ...

مقصود: پيشرفت، توسعه، آباداني، رفاه،  داشتن يك زندگي زيبا و بي دردسر، آرامش و ...

حال كه مي خواهيم به رفاه و آباداني برسيم كه يكي از اهداف خداوند حكيم در مورد انسان است. بايد انديشيد و راه ها را مرور كرد و بهترين را انتخاب كرد. من زياد فكر كرده ام و بقيه ي مسير ها غير از استان شدن را مرور كرده ام. مي بينم بهترين و بالاترين مسير همان استان شدن می باشد. استان لارستان! و مطمئنا سخت ترين راه بوده و اين امر كاملا طبيعي است. در زمان شاه مردم مي توانستند انقلاب نكنند و راههاي خوب ديگري را بروند اما سخت ترين و پرخطر ترين و در عين حال بهترين راه را رفتند.

من در مورد ظرفيت ها و قابليت هاي استان شدن لارستان چيزهايي را مي دانم مي خواهم شماها نيز به اين ها بيافزاييد.

 

آقای حجتی، برای رسیدن به قله باید دامنه رو پیمود. از امکانات شهرستانی کامل استفاده کنیم تا برسیم به استان شدن.

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم شهریور 1386ساعت 1:14 توسط مهندس |